×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  شنبه - ۹ اسفند - ۱۳۹۹  
false
true
ابراهیم باژرنگ، عباس دست طلای بوشهریها

تا وقتی که کتاب عباس دست طلا را نخوانده بودم نمی دانستم بچه فنی های جبهه چقدر در عملیات ها و مبارزات نقش داشتند و این کتاب از مظلومیت این قشر زحمت کش جبهه ها پرده برداشت.

به گزارش "چغادک نیوز"، اما بعد از خواندن این کتاب یکی از دوستان، مکانیک نابغه ای به نام ابراهیم باژرنگ را به من معرفی کرد که سالهای طولانی را در جبهه های نبرد سپری کرده بود ابراهیم  از مکانیک های نمونه است که در جبهه های نبرد نیز گاهی تفنگ به دست می گرفت و گاهی آچار به دست ابزارالات نبرد را تعمیر می کرد.

او که حالا دردهای زمان دفاع را یدک می کشد با خوش روی روبروی ما نشست تا از روزهای خوش و ناخوش خود بگوید ابراهیم دردهایی دارد که گاهی امان اش را می رباید اما هنوز هم که هنوز است محکم و استوار با تن مجروح کار را سرلوحه خود قرار داده او حالا مربی آموز مکانیکی است.

از خودش می گوید ابراهیم باژرنگ هستم فرزند بخشعلی متولد ۱۳۴۶ شغلم مکانیکی بوده و هست و حدود ۴۲ ماه را در جبهه های نبرد حق علیه باطل سپری کرده ام.

مسئولیت های متعددی را در آن سالها بر عهد داشته ام از نیروی فنی تعمیرات تجهیزات مکانیزه گرفته تا قایقرانی و سکان داری و حتی آر پی جی زنی در خط مقدم، کلا هر کاری از دست ما بر می آمد انجام می دادیم جنگ بود و جای مکث نبود.

تنی آلوده به شیمیایی یادگاری از روزهای نبرد

در عملیات های متعددی حضور داشتم مثل والفجر۸، کربلای ۳و۴و۵ و تن ما خاک های اروند کنار، طلائیه و شلمچه را به خوبی لمس کرده است و تنه ما به تنه شهداخورده خدا انشا الله قبول کند و آنها شفیع ما در روز محشر باشند.

ابراهیم در عملیات والفجر۸ به عنوان رزمنده نمونه معرفی شده است او دلاوری غیور است مثل خیلی از بچه های بوشهر که خون رئیس علی دلواری و دلیران جنوبی در رگ های آنها جریان دارد ابراهیم از آثار جنگ تنی شیمیایی شده و آثار اعصاب و روان را با خود حمل می کند و حملات عصبی که گاهی او و اطرافیان اش را به ستوه می آورد  منطقه عملیاتی کربلای ۴ در جزیره مینو جای است که او به درجه جانبازی نائل شد۳۵  درصد جانبازی مدالیست که به گردن بازرنگ نصب شده است تا یادگار روزهای مبارزه باشد.

حسن بیژنی؛ مجید بشکوه؛ ماشااله زنده پی؛ محمد صادق غریبی؛ هدایت احمد نیا؛ نگهدار اسماعیلی؛ امید نسترن؛ الیاس موحد و… شهدایی هستند که ابراهیم با آنها تن به آتش نبرد سپرد و آنها آسمانی شدند و ابراهیم با پری سوخته از آتش جنگ بیرون آمد تا خاطرات دوستان شهید اش را برای جوانترها تعریف کند.

باژرنگ که با روزهای نبرد خو گرفته بود تا دو ماه بعد از پذیرش قطع نامه ۵۹۸ به خانه باز نگشت و در بیابان های نبرد ایستاد تا دشمن دون راه بهسرزمین ایران پیدا نکند و دلش نیز از تهاجم دشمن بعثی آسوده شود.

ابراهیم باژرنگ بعد از جنگ به عنوان تعمیرکار دراتوبوسرانی بوشهرمشغول به کار شد و در سال۱۳۹۰ بازنشسته شده است و هم اکنون نیز به دلیل تجربه بالا دعوت به همکاری شده است و به علت عوارض شیمیایی سالیان سال است که تحت درمان است اما تمایلی ندارد که از امکانات بنیاد شهید و جانبازان استفاده کند او می گوید ما با کس دیگری معامله کرده ایم و ایتن زخمی باید شفیع ما در روز حشر شود و نباید زخم های خود را ارزان بفروشیم.

تاریخ هایی که در زندگی ابراهیم ماندگار شد

تاریخ هایی هست که در زندگی ابراهیم باژرنگ ماندگار شده است یکم خرداد ماه و نهم بهمن  وی آن را یکی از نعمت های الهی و حکمتهای خداوندی عنوان می دارد که در این ماهها و روزهای خاص بر وی نائل شده است.

تاریخ تولد :              46/4/1   رفتن به خدمت سربازی:                                                           64/11/9
تاریخ اعزام به جبهه:۶۴/۴/۱  نفر اول مکانیک و دریافت گواهینامه بین المللی مرسدس بنزآلمان:۸۰/۱۱/۹
تاریخ بازنشستگی:  90/4/1  احداث کلاس آموزشی مکانیک دراتوبوسرانی بامدیریت وی:          75/11/9  
تاریخ دعوت به کار:  93/4/1    نفردوم کارشناس فنی مسابقات گواه آلمان(شرکت مرسدس بنز):۸۶/۱۱/۹

         

برخی بسیجی ها بعد از ۴۵ روز فرمانده می شدند

ابراهیم باژرنگ در خصوص سلحشوری رزمندگان بوشهری در جنگمی گوید:۱ نفر از رزمندگان بوشهری به اندازه چندین نفر از رزمندگان سراسر کشور فعالیت داشته و اکثرا قایقران بوده اند که اکثر آنها نیزاز پیش مرگان خطوط مقدم جبهه محسوب می شدند  که سر دسته آنها سید یحیی خسروی است که هم اکنون در گمنامی به سر می برد خط شکنانی که تن به آبهای خروشان اروند می سپردند تا دشمن به خاک وطن چشم طمع ندوزد.

ابراهیم می گوید برخی بسیجی ها به دلیل پشتکار و تلاش همراه با اخلاص بعد از گذشت ۴۵ روز،  فرمانده جنگ می شد ند که این اتفاق در هیچ جای دنیا رخ نمی دهد فرماندهانی که در برابر تمام دنیا می ایستادند و پوزه ژنرال های چند ستاره  عراق را به خاک می مالیند.

رزمندگانی که پوتین ها را می شتند

این رزمنده دلاور یکی از بهترین خاطرات خود را این چنین عنوان کرد: در منطقه مارد همه رزمندگان درچادرمی خوابیدند و شبانه شهید عباس کبگانی به همراه یک نفردیگر کلیه پوتین های رزمندگان را با فرغون جمع آوری می کردند و به فاصله ۱ کیلومتری که رودخانه قرارداشت می بردند و شستشو نموده و سپس واکس می زدند و هیچ رزمنده ای نیز نمی دانست این کار را چه کسی انجام داده است.

بعد از گذشت ۲۰ روز موقعی که عباس کبگانی درعملیات والفجر به درجه رفیع شهادت نائل آمد، آن موقع مشخص شد که این شهید بزرگوار این کار را انجام می داده است که باعث گریه تمامی رزمندگان شد.

ولی هنوز شخص دومی که این شهید را همراهی می کرده است هنوزهم لو نرفته است و این بخشی از اخلاص و تواضع رزمندگان بوشهری در جنگ بود که کمتر گفته شده است.

 جانبازان شیمیایی و قطع نخاع مرگ های خاموشی دارند

ابراهیم می گوید جانبازان شیمیایی و قطع نخاع مرگ های خاموشی دارند این جانبازان با گذشت زمان به علت بیماری همه چیز را ازیاد می برند و با مصائب و ناراحتی های فراوانی مواجهه می شوند که تنها راه حل، سرکشی به آنها است و نباید مسئولین به آنها بی تفاوت باشند.

ابراهیم حرف های زیادی برای گفتن دارد حرف هایی از روز ها نبرد و حرف هایی از روزهای کار و تلاش آن روزهایی که وی برترین نفر دوره های آموزش مکانیکی شده بود اما وقت تنگ است و با قول قرار می گزاریم تا در وقتی دیگر خاطرات بیشتری از جنگ را برای ما بگوید روزهای عشق بازی با خدا روزهایی که وی شب و روز اش را با رزمندگان سپری کرده بود.

 

 

false
true
false
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false