×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  چهارشنبه - ۱۳ اسفند - ۱۳۹۹  
false
true
تحریف حقیقت به بهانه ی تعریف خدا

مردم قطیف با حضور در خیابان های این شهر و پخش شیرینی خوشحالی خود را از مرگ ملک عبدالله اعلام کردند.

به گزارش "چغادک نیوز"، به نقل از"گام نیوز"، به بهانه ی پخش مجموعه کلیپ های حسن آقامیری در رسانه اینترنتی بیدارباش، مهدیه جوکار فوق لیسانس فلسفه و منطق طی یادداشتی اختصاصی به نقد و پاسخگویی به شبهات مطرح شده پرداخته است.

مهدیه جوکار- دنیای امروز دنیای عجیبی است عصر علم است عصر قدرت انسان، عصر سرکشی و طغیان او، عصر ایستادگی و مقاومتش در برابر طبیعت و ماوراء آن، عصر بی نیازی او به باور  به آخرت ، بهشت و جهنم ، عصر انسان محوری است عصر حقوق بشری و مدنی انسان است، و از همین روست که خدا نیز نباید خدای گذشته باشد همه چیز در خدمت باید در خدمت انسان باشد، حتی دین ، مذهب ، آخرت، پیامبران، ائمه ،شهدا و حتی خود خدا…
خدای آب و آتش، خدای بهشت و دوزخ، خدای رحمت و غضب جای خود را به خدای سراسر لطف و رحمت داد خدایی که به دنبال بهانه ای است تا ببخشد خدایی که بهترین بندگانش را فدای گناهکارترین آنها می کند، خدایی که نباید نگران رفتن به دوزخش بود چون می خواهد همه را به بهشت ببرد، بهشت رفتن مسئله ای نیست، سخت نیست، خداوند همه را به آنجا می برد.

خدایی که اگر بخواهد نبخشد و عذاب کند از داعش بدتر می شود و تصور چنین عذابی از او غیرعقلانی است، چنین تصوری را باید دور انداخت، خدا چوب به دست ندارد پرستش از روی ترس معنا ندارد…

و اما این هم از خدای مدرن برای مردم مدرن، خدایی که با شاخص های انسانیتی عصر جدید سازگار است، خدایی که پاسدار کرامت انسانی در هر صورت است خدایی که به انسانها شرافت می دهد و برترین انسهایش را خرج این شرافت و کرامت می کنند تا از او نترسند…
اما مسئله به این سادگی ها نیست، مسئله فراتر از این حرف ها است، خدا موجودی نیست که با انسان محوری عصر جدید مطابقت گردد، او موجودی نیست که با تعاریف انسان عصر مدرن سازگار باشد، نیاز به پرستش، نیاز به اتکا به قدرتی مافوق طبیعی، نیاز به خوف و رجا چیزی نیست که بر وجدان و فطرت انسانی ناپوشیده باشد، اما چیزی که هست این است که نباید چنین نیازهای اصیلی دست مایه سوءاستفاده ی نگاه و تصور غلط انسان راجع به خودش باشد.

چنین تعبیری راجع به خدا داشتن و از او پدری مهربان با قلبی رئوف و مهربان ساختن همان قدر غلط است که از او موجودی حسابگر که همواره حساب ثواب و عقاب بندگانش را می کند غلط… اینها همه تحقیر خداوند و پایین آوردن منزلتش با مقایسه ی احوال و خصوصیات آدمی است.
چه کسی چنین جرأتی را در خود می یابد که غضب و خشم خدا را انکار کند و نیز چه کسی می تواند مردم را از رحمت بی کرانش ناامید گرداند؟
جناب شیخ! که مردم را به رحمت خدا فرامی خوانی و از خداوند مسیح مقدسی ساخته ای که خودر ا فدای بشریت کرده است، چه طور می توانی اینچنین مغرورانه و مطمئن راجع به خدا سخن بگویی و تصور خود از خدا را به مردم قالب کنی … آیا تو به دوزخ راه یافته ای .. آیا هرگز پهنای عقل و خیال و تصورت به آنجا راه یافته است که آن را غیرعقلانی و وابسته به تصور آدمی می یابی… چگونه به راحتی آن را انکار می کنی در حالی که آن را ندیده ای…

آری اثبات معاد کار عقلانی را می طلبد اما …اما کیفیت و چگونگی تحقق آن از تصور عقل خارج است، هیچ عقل و تصوری به جز آنان را که خدا خواسته بصیرتشان بخشد به حقیقت آن عذاب ها و سرچشمه آن فضائل و رحمت ها نمی رسد.
جناب شیخ! انکار کیفیت چیزی که نمی دانیم و به آن دست نیافته ایم صرفا به این دلیل که با تعریف انسان مدرن حق طلب و پرتوقع سازگار نیست، نه تنها عقلانی نیست بلکه حماقت محض است و برعکس برای دانستن حقیقت رجوع به منبع اصیل وحیانی و کسانی که این حقیقت را با چشم دل یافته اند، مطابق عقل و شرع است.
با مراجعه به این منابع است که می یابیم جهنم هست، عذاب هست، رفتارهای انسان ها بی جواب نیست، انسان یک موجود بی حساب و کتاب نیست، موجودی نیست که سروکارش  فقط با رحمت و بخشش باشد، موجودی تماما صاحب حق نیست که همه چیز حتی خدا و دینش تنها در پاسخ به نیازهایش به کارش بیایند و هیچ انتظاری از او نرود، موجودی نیست که برترین موجودات روی زمین و بندگان برگزیده ی خدا فدایش شده باشند، موجودی نیست رها شده در این دنیا که هرکار می خواهد بکند و حق انجام هر کاری را به خود بدهد و سپس برای آرام کردن وجدانش دست به دامان خدا شود خدایی که خود ساخته و آن را با مجموع زیبایی ها و توقعاتی که از او دارد، قیاس می کند.

موجودی نیست که بتواند از قلمرو خدا بیرون رود و تنها او را در هنگام تنهایی، ترس ، احساس گناه و عذاب وجدان جستجو کند و او را تنها آمالی برای رنجهایش بیابد؛ موجودی نیست که خوب و بدش با هم تفاوت نکند «افمن کان مومنا کمن کان فاسقا لایستئون» بلکه موجودی است خدایی که از خدا آمده و به سوی او بازمی گردد و برای بازگشت به سویش لوازمی نیاز دارد، راهی می خواهد، راهنمایی را می طلبد، هدفی دارد، بی کس و کار نیست، بی خود رها نشده که اعمال و رفتارهایش بی حساب و کتاب باشد و بی حساب وارد بهشت شود، بلکه پیش از خلقتش تدارکش را دیده اند تکالیفش را مشخص کرده اند که موظف است عمرش را صرف آن کند تا مهیای بازگشت شود و در این میان هرچه به خدا نزدیکتر شود تکالیفش بیشتر و سنگین تر می شود و هر چه از او دورتر خود را آزادتر و محق تر می یابد…

جناب آخوندنمای مهربان!!! خدایی که تو می گویی خدای اسلام نیست، خدای قرآن نیست، خدای علی(ع) در نهج البلاغه نیست… خدایی است که بی شباهت به خدای غربیان، خدای دست ساخته ی مسیحیان، خدای مدرنیسم، خدای اومانیسم، خدای دنیای سکولاریسم، خدای فداکار بشر که خود را فدای بشر کرده است و زمانی می تواند وجود داشته و شایسته ی خدایی شود که بی حساب ببخشد، رحمت کند، که خود را فدا کند، که مانند پدری مهربان و دلسوز باشد گویی که سراسر در مقابل بندگانش مکلف باشد، نیست.

خدای حقیقی خدایی است که باید از حسین (ع) راه رسم بندگی اش را آموخت، او شهید شد تا یادمان دهد برای خدا و رسیدن به اوج اخلاص و شناختش باید همه چیز را گذاشت و فدا کرد…

جناب آخوندنما! حواست هست چه می گویی…. چه کسی گفته او خرج هدایت بدترین بندگان شد، او شهید نشد تا فدای خلق و قربانی او شود، او فدایی خدا شد و خود خدا خون خواهش گردید… حضرت زینب کبری کی برای شمر و لشکریان یزید گریه کرد؟ آیا در نجواهای شبانه اش حضور داشتی یا از ناقلی نقل می کنی… قاتل امام علی(ع) قصاص شد، کی ایشان او را بخشید… چه کسی گفته؟ در کجای مقاتل معرف آمده گریه امام حسین(ع) در لحظات آخر عمر مطهرشان برای شمر بوده است؟؟؟؟؟

خدای حقیقی سرچشمه ی تمامی خوبی ها و زیبایی ها است، آری همه چیز برای کمال انسان است، آری همه ی اسباب برای بازگشت انسان به سوی خداست، در این میان غضب و عذاب خدواند نیز یکی از اسباب بازگشت است و این حقیقتی انکار ناپذیر است.

نتیجه ی طبیعی عمل انسانی است که با دوری از خداوند و تکالیفش، آتش را برای خود گردآورده است… جهنم هست.. وجود دارد… آتش آن برافروخته است، مجرمان  به جرم گناهان و دوری از خداوند در آن می سوزند، اما این نیز رحمت است چرا که بهانه ای است برای زجر کشیدن، پاک شدن و دوباره بازگشتن… خوف از این دوری نیز رحمت است و در قرآن بارها آمده – آیا از خدا نمی ترسید- چرا که این ترس است که باعث بازگشت به رحمتش می شود، بازگشت به لطف و محبتش و بازگشت به بهشت امن و آسایشش….

 اما ما کی از او ترسیدیم که جناب شیخ ما را از ترس خداوند برحذر می دارند و عرض می کنند خداوند با ترس عبادت نمی شود… آیا اگر اندکی ترس از اعمال بدمان و عدم انجام تکالیفمان در دلهایمان نهفته بود، به این راحتی جرأت گناه کردن به خود می دادیم؟ آِیا اگر ترس داشتیم، این قدر از او دور می شدیم که این فاصله ی دراز را نزدیک پنداشته و حتی به خود زحمت این که ساعتی در خانه ی خدا توقف کرده و طلب بخششی کنیم را نمی دهیم؟ چرا که خود را همواره سزاوار بخشش دانسته ایم؟ ما کی به خدا نزدیک بوده ایم؟؟؟
در آخر جناب شیخ!!! خودت را به زحمت نینداز چرا که  سالهای سال است که شیطان ما را به رحمت و بخشش خدا فریفته و ما چشم بسته و مانند آب خوردن در گناه غرقه شده و ذره ای ترس از عذاب دوزخ یا عذاب قبر و قیامت و حساب در دلهایمان راه نداده ایم و لزومی به تذکر دوباره ی شما نیست؛ "ما از خدا نمی ترسیم " خدا نیز برای خود بیهوده در قرآن ندا می دهد که – یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم- «ای انسان، چه چیز تو را به پروردگار کریمت مغرور کرده است».

false
true
false
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false