×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  یکشنبه - ۱ خرداد - ۱۴۰۱  
false
true
مسئولان غیر بومی درد بی درمان شهرستان عسلویه/چند درصد از مسئولین در منطقه ساکن اند؟

ذره ذره خاک زرخیز استان بوشهر، با وجود ظرفیت هایی از دریا و گمرک، معادن و کشاورزی، صنعت نفت و گاز و پتروشیمی با محرومیت عجین شده است اما آنچه بیشتر دردآور و شایسته فریاد است چتر مظلومیتی است که در کنار این محرومیت ها بر سر مردم پایتخت انرژی کشور گسترانیده شده و روز به روز پهن تر می شود.

این مظلومیت در عسلویه عقده های فروخورده زیادی را در خود حبس کرده است. عقده هایی از جنس اجحاف، تبعیض، محرومیت و مظلومیت. روزی صحبت از به تاراج رفتن خاکش می شود و روزی جولانگاهی می شود برای کشمکش های سیاسی و خیانت در حق متخصصان این دیار، روزی مرز آن را گرو کشی می کنند و روز دیگر حق آلایندگی و آلودگی مردم را می گیرند و به استان های دیگر تعارف می کنند.

مسئولان غیر بومی می‌روند، مدیران غیر بومی دیگری جای آنها را می‌گیرند و در این رهگذر آن چیزی که اهمیت ندارد حق مردم است که آن را زیر پا می گذارند و می گذرند و این داستان تکراری همسایگان با وفای تاسیسات نفتی و فلرهای گازی شده است.

خودروی دولتی زیر پای امام جمعه و فرماندار که روزانه مسیر جم به عسلویه را می پیماید و ترافیک خروج دیگر مدیران غیر بومی از شهرستان بعد از ساعت اداری از دید مردم زجر دیده عسلویه پنهان نیست و عدم مقبولیت مردمی کمترین ثمره و نتیجه این رفتارها می تواند باشد.

وقتی فرماندار و امام جمعه این شهرستان، عسلویه را برای زندگی مناسب نمی بینند و فلرهای سر به فلک کشیده را شب هنگام به نظاره ننشسته اند چگونه می توان از دیگر مسئولین توقع و انتظار داشت که در بین این مردم زندگی کنند و آلام و آرزوهای آنها را درک کنند.

یک سوال ساده و اما دردآور این است که چند درصد از اعضای شورای اداری شهرستان عسلویه در این شهرستان ساکن هستند.

مسئولین، عسلویه را برای زندگی خواسته اند یا برای کارآموزی و پر کردن رزومه کاری؟ باید به آنها گفت که باید عسلویه را کامل بخواهید!، زندگی در عسلویه برای مردمش هم مشقت دارد و شما مسئولین باید اولین کسانی باشید که این مشقت را به جان بخرید و اگر خریدار نیستید بدانید که قحط الرجال نیست.

در این وانفسا که مردم بیشتر از هر زمان دیگری به امید و همراهی و همدلی نیازمندند و بومی های دلسوز از شب تا صبح برای آسایش و آرامش مردم خود بیدارند، مسئولین غیربومی این شهرستان دقیقا کجا هستند؟ آیا صرف انتشار یک عکس یا یک جلسه با رییس منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس دردی از این مردم دوا می کند.

اگر قرنطینه شهرستان عسلویه به گونه ای بود که فقط ساکنین آن اجازه ورود داشتند بی شک این شهرستان نه فرماندار و معاون داشت نه امام جمعه و شهردار و نه مدیران دیگری که هر کدام با دخالت سیاسیون و صاحب نفوذان صاحب منصب شده اند. دست روی هر اداره و سازمانی که بگذاریم سرریز مدیران غیر بومی را شاهدیم که شب های آلوده عسلویه را کمتر درک می کنند.

گزینش مسئولان برای مدیریت های این شهرستان نوعی بی اعتمادی را باعث شده است در نتیجه،‌ این بی‌اعتمادی به کاهش سرمایه اجتماعی منجر می‌شود. به این مفهوم که روز به روز فاصله و شکاف بین مردم و مسئولان بیشتر شده است.

عسلویه در بین شهرستان های استان در حوزه های مختلف که بخش درمانی آن بیشتر به چشم می آید، همیشه از نبود امکانات و تجهیزات لازم و کافی به بهانه دوربودن مسافت این شهر از مرکز استان، رنج برده است.

سرنوشت برخی بخش های دیگر نیز از آسیب نبود امکانات و مدیران دلسوز در امان نبوده است. دلیل اینکه صدای مردم عسلویه برای انتقاد دلسوزانه و گلایه از کم کاری ها به گوش کسی نمی رسد، چیست؟

عسلویه در حوزه ها و بخش های مختلف، ظرفیت های انسانی و نخبگانی دارد که قطعا می توانند سکانداری مدیریت های این شهرستان را به نحو شایسته تری بر عهده گیرند. پس غلو نیست اگر بگوییم چنانچه در نصب مدیران جدید دستگاه های اجرایی عسلویه به ویژه دستگاه های حیاتی، از پتانسیل های بومی بکارگیری نشود، اجحاف و حقوق شهروندان نادیده گرفته شده است.

تقاضای زیادی نیست اگر از مسئولین مربوطه شهرستانی، استانی و کشوری درخواست کنیم جانب انصاف را مدنظر داشته و در انتخاب مدیران، سرفصل های کارآمدی، تخصص، دلسوز بودن و البته بومی بودن را در اولویت قرار دهند. تجربه ثابت کرده افراد بومی با تجربه و تخصص لازم، بیشتر دلسوز همشهریان خود بوده و تلاش کرده اند.

مشکل این شهرستان بیکاری جوانانش نیست، ناله این مردم از آب و نان نیست، درد التیام نیافته آنها جاده و حداقل امکانات رفاهی و تفریحی نیست، معضل این شهرستان بیمارستان تخصصی و نبود متخصص نیست و البته همه این ها هست ولی مصیبت اصلی که مثل خوره به جان این شهرستان افتاده است بحران مدیریت است؛ مدیران غیر بومی که با تشریفات خاص از هزینه بیت المال صبح به شهرستان قدم رنجه می دارند و وسط هفته و عصرها و شب ها از دید مردم غایبند چگونه می خواهند از حق مردم دفاع کنند. آیا سخنرانی و جلسه بی نتیجه دردی از مردم دوا می کند؟ چند معلم با سهمیه عسلویه جذب شده اند ولی با فشار آقایان به زادگاه خوش آب و هوای خود کوچ کرده اند. چند درصد از تحصیل کرده های عسلویه سکان امور دیار خویش را به دست دارند؟ آیا وقت آن نرسیده است که عسلویه را برای خودش رها کنند؟

امیدواریم این روند اصلاح شود و نگاه های سیاسی که باعث شده است مردم کاسه چه کنم دست بگیرند و چوب بی لیاقتی برخی افراد، را بر زندگی خود تحمل کنند به زودی از این دیار رخت بربندد.

false
true
false
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false