آیا وقت آن نرسیده است که مردم کمی عریان تر سینمای ما را ببینند؟ وقت آن نرسیده که مردم بدانند چرا سینماگرانی که اغلب علاقمند کشورشان هستند به خاطر سستی بعضی مسولان فرهنگی حاضر شده اند زیر پرچم بیگانه قسم یاد کنند؟
به گزارش "چغادک نیوز"، این روزها حرف و حدیث درباره خبر مهاجرت دائم یا موقت اکبر عبدی به ترکیه زیاد است. هر روز خبری در مورد او منتشر می شود و شبه حکمی درباره ممنوع التصویر بودنش یا ممانعت از ورودش به کشور و … صادر می گردد.
ماجرا هم از این قرار است که اکبر عبدی بازیگر توانای سینمای ایران که در بیش از ۹۰ فیلم و چندین مجموعه تلویزیونی ایفای نقش کرده است، راهی ترکیه شده است.

ترک ها حلوا حلوایش کردند و ما …
اگرچه عبدی را دوست دارم اما پیش از همه بگویم ،اکبرعبدی به هر دلیلی این تصمیم را گرفته باشد ( به فرض صحت خبر ) ، این کارش دست کم با روحیه جوانمردی و میهن دوستی اش چندان همخوانی ندارد. از عبدی میهن دوست و ایرانی بعید بود که زیر فشار مشکلات بشکند و جلای وطن کند.



و یا اصلانی که معتقد بود: خانه سینما تکلیفش با خودش مشخص نیست و مدام بین حرکت سیاسی یا صنفی در نوسان است. همیشه هم توسط یک باند تصرف شده است. طی این سالها فکر نمیکنم آنها قدمی برای سینماگران برداشته باشند. خیلی مطالبات صنفی وجود دارد که عقب افتاده و هیچ راهکاری برایش چیده نشده است.

یا مثلا هنوز وضعیت بازیگرانی مانند ثریا حکمت و بعضی دیگر را فراموش نکرده ایم که با وجود هنرنمایی در بسیاری از فیلم ها و با وجودی که می توانستند زندگی راحتی در بسیاری کشورها داشته باشند چگونه در کشور مانده و در بی توجهی و غفلت مسولان با هزینه های گزاف زندگی به سختی دست و پنجه نرم می کردند. یا امثال مرحوم مهدی فتحی که غریبانه و در سختی از دنیا رفت و دهها مورد دیگر شبیه این.
نابودی هنرمندان در غفلت بعضی مسولان فرهنگی
آیا این که جماعت ترکیه ای با سلام و صلوات عبدی را به ترکیه ببرند و برایش خانه بخرند و از او خواهش کنند در آنجا فیلم بسازد و بازی کند و در اینجا او و امثال او و هزاران چهره سینمایی و ادبی و هنری دیگر (که داشتنشان آرزوی کشوری مانند ترکیه است) قربانی بازی های لوس سیاسی یا صنفی این جناح و آن خانه و این انجمن بشوند و در بدر اجاره خانه و هزینه درمان و … بمانند برای بعضی مسولان فرهنگی ناراحت کننده نیست؟ یا حسی در آنها ایجاد نمی کند؟ تلنگری نمی زند؟

شاید بگویید سینماگران که فلان مقدار دستمزد می گیرند و باید زندگی مرفهی داشته باشند و اینها مظلوم نمایی است و …اما واقعیت، این گونه نیست. بیایید طور دیگری نگاه کنیم. از میان حدود ۱۰ هزار سینماگر چند نفرشان ستاره اند و سرشناس؟ دست بالا ۵۰ نفر. یا اصلا صد نفر. پس حساب آن ۹۹۰۰ نفر از همان آغاز مشخص است و ناگزیرند با سیلی صورتشان را سرخ کنند. آن صد نفر هم چند سال عمر مفید سینمایی دارند؟ از یک سال تا ۵ سال(شاید سینماگرانی به تعداد انگشتان دو دست از این قاعده مستثنی هستند) متوسط بازی شان هم در سال حداکثر دو فیلم است.اگر هزینه های سینمایی را هم از دستمزدهایشان کم کنید خیلی خوشبینانه در ماه با حساب ارزش پول این زمان، سه چهار میلیون تومان برایشان می ماند. بدون هیچ بیمه ای، بدون هیچ خدماتی و بی آنکه زمان کارشان ساعت و روز مشخصی داشته باشد…تازه این بخش خوب ماجراست. وقتی دوران بازیگریشان تمام شود آن وقت اگر از همین پول کاری راه انداخته باشند که هیچ.اما اگر نه ( که معمولا اینطور است) تازه اول سختی است. و اینها برای سینماگرانی است که در رده نخبگان به حساب می آیند و از دور همه حسرت زندگیشان را دارند.

حالا دیگر حساب اغلب شاعران و نویسنده ها و بقیه خالقان آثار فرهنگی و هنری هم که روشن است. عاقبتشان فقر و دست و پا زدن و مقاومت در برابر مشکلات زندگی فقیرانه است و دست آخر هم یا شکستن جسم در وطن و یا شکستن روح در غربت.
*ستاره هایی که زیر پرچم بیگانه قسم می خورند

آیا وقت آن نرسیده است که مردم کمی عریان تر سینمای ما را ببینند و از چهره های مورد علاقه شان باخبر شوند؟ وقت آن نرسیده که مردم بپرسند چرا سینماگرانی که اغلب علاقمند کشورشان هستند به خاطر سستی و کاهلی بعضی مسولان فرهنگی حاضر شده اند زیر پرچم بیگانه قسم یاد کنند؟ آیا وقت آن نرسیده که اگر سینماگر یا هنرمندی زیر پرچم بیگانه قسم خورد هم او بازخواست شود و هم مسولی که باعث به وجود آمدن این وضعیت برای او شده است؟
منبع: مشرق
پایگاه خبری تحلیلی چغادک نیوز اخبار سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و ورزشی استان بوشهر را از طریق پایگاه خبری تحلیلی چغادک نیوز؛ ببینید